X
تبلیغات
 افکار نیمه فیلترینگ 1 بسیجی!
صفحه نخست | لیست مطالب | آرشیو مطالب | پروفایل مدیر | ارتباط با ما

می دونم بد موقعی برا قصه شنیدنه؛

ولی من،می خوام براتون یه قصه بگم.

وقت زیادی ازتون نمی گیرم.

یکی بود،یکی نبود...

یه شهری بود،خوش قد و بالا.

آدمایی داشت،محکم و قرص.

ایام،ایام جشن بود؛جشن غیرت.

همه تو اوج شادی بودن که یه هو یه غول حمله کرد به این جشن.

اون غول،غول گشنه ای بود که می خواست کلی از این شهرو ببلعه.

همه نگرون شدن؛

حرف افتاد با این غول چی کار کنیم؟

ما خمار جشنیم؛

بهتره سخت نگیریم...

اما پیر مراد جمع گفت:

باید تازه نفسا برن به جنگ غول.

قرعه به نام جوونا افتاد؛

جوونایی که دوره ی کُرکُریشون بود،رفتن به جنگ غول...

غول،غول عجیبی بود...

یه پاشو می زدی،دو تا پا اضافه می کرد.

دستاشو قطع می کردی،چند تا سر اضافه می شد.

خلاصه چه درد سر...

بالاخره دست و پای آقا غوله رو قطع کردن و خسته و زخمی برگشتن به شهرشون،

که دیدن پیرشون سفر کرده...

یکی از پیر جوونای زخم چشیده جاشو گرفت.

اما یه اتفاق افتاده بود؛

بعضیا این جوونا رو طوری نگاشون می کردن که انگار،غریبه می بینن...

شایدم حق داشتن...

آخه این جوونا مدت ها دور از این شهر،با غوله جنگیده بودن.

جنگیدن با غول آدابی داشت،که اونا بهش خو کرده بودن.

دست و پنجه نرم کردن با غول،زلالشون کرده بود.

شده بودن عینهو اصحاب کهف؛

دیگه پولشون قیمت نداشت...

اونایی که تونستن خزیدن تو غار دلشونو اونایی هم که نتونستن،مجبور به معامله شدن...

من شما رو نمیشناسم؛

اما اگه مثل ما فارسی حرف می زنید،پس معنی غیرتو می فهمید؛

این غیرت داره خشک می شه.

شاهرگ این غیرت...

کمک کنید نذاریم این اتفاق بیفته؛

من برای صبرتون یه "یا علی" می خوام،

همین...

 

"یکی از بهترین قسمتهای فیلم آژانس شیشه ای که ظاهرا قرار نیست هیچ وقت کهنه شود"

 

راستش اینقدر این دنیای مجازی غرق در سوءتفاهم هها و بدبینی هاست که تصمیم گرفتم کمتر خودم را مشغولش کنم.....و احتمالا دیرتر به روز شوم.

اما امروز مستندی را که به همت خبرگزاری برنا درباره ابتذال در دانشگاهها آماده شده بود را دیدم و داستانک بالا را یاد آور شدم.

چه جوانانی !!! همه برومند و رشید و زیبا و ....که خود را غرق در نفسانیت کرده اند و ظاهرا هیچ بویی ازانسانیت و ...نبرده اند.همه آمال و آرزو هایشان شده است زدن و رقصیدن و .....(همان بهتر که نگویم)

و چه جوانانی!!! همه برومند و رشید و زیباو ....... که از دستمان رفتند و خود را غرق در الله دیده اند و با ثارلله رهسپار شدند ....گویا جز حسین(ع) چیزی را نمیدیند و همه آمال و آرزوهایشان شده بود کربلا، لبخند خمینی.....(واقعا نمی توان گفت)

و وای برما که سرمان گرم حاشیه هاست!!!!دغدغه هایمان شده است "نمایشگاه کتاب"،"اینکه ثابت کنیم حسین قدیانی خطا کرده یا نه"!!!!!!

دغدغه هایمان شده که فلان وبلاگ چی نوشته و ما چی جواب بدهیم....!!!!یا شیرازی (مدیر بلاگفا)را برای چی بازداشت کردند.....!

ظاهرا حواسمان پرت شده !!!!دشمن واحدمان را گم کردیم و به مسائلی می پردازیم و آنها را مهم جلوه می دهیم که در اصل ماجرا و خط انقلاب هیچ تاثیری ندارد!و یا به دنبال کم کردن روی همدیگر هستیم و مدعی اخلاق مداری....

به قول استاد عزیز حاج آقای مجتهدی(ره): 

الا یا ایهالطلاب ناشی

علیکم بالمتون لا بالحواشی

بله! "فاین تذهبون؟"  یا بهتر "فاین نذهب؟"

*************************************

به قول دوستان پی نوشت:

* همون بهتر که این مستند برنا را ندیده اید که حسابی سر درد می گیرید...

* چرا هر سال این موقع، مسئله حجاب برای همه، از مسئول و غیر مسئول گرفته تا مجلس و رسانه و ....،می شود مهمترین مشکل جامعه و این در حالیست که این معزل سالهاست گریبانگیر جامعه ماست!!!!؟؟؟؟در حال بازی کردنیم!!!!

* اگر انتقاد را دوست داریم و دائم دیگران را مورد نقد قرار می دهیم باید وحتما حداقل به اندازه یک سر سوزن جنبه نقد شدن را داشته باشیم.

نوشته : بسيجي    نظرات :
چشم بیمار

من بخال لبت ای دوست گرفتار شدم          چشم بیمار تو را دیدم و بیمار شدم

فارغ از خود شدم و کوس انا الحق بزدم        همچو منصور خریدار سردار شدم

غم دلدار فکنده است بجانم شرری             که بجان آمدم و شهره بازار شدم

در میخانه گشائید برویم شب و روز            که من از مسجد و از مدرسه بیزار شدم

جامه زهد و ریا کندم و بر تن کردم             خرقه پیر خراباتی و هشیار شدم

واعظ شهر که از پند خود آزارم داد             از دم رند می آلوده مددکار شدم

بگذارید که از بتکده یادی بکنم                  من که با دست بت میکده بیدار شدم

 

 

 سروده ی حضرت آیت الله خامنه ای مدظله

 
تو که خود خال لبی از چه گرفتار شدی
                                    تو طبیب همه ای از چه تو بیمار شدی 

تو که فارغ شده بودی ز همه کون و مکان   
                                       دار منصور بریدی همه تن دار شدی

عشق معشوق وغم دوست بزد بر تو شر

                                     رای که درقول و عمل شهره بازارشدی

مسجد و مدرسه را روح و روان بخشیدی 

                                      وه که بر مسجدیان نقطه پرگار شدی

خرقه پیر خراباتی ما سیره توست     

                                    امت از گفته در بار تو هشیار شدی

واعظ شهر همه عمر بزد لاف منی 

                                  دم عیسی مسیح از تو دیدار شد

یادی از ما بنما ای شده آسوده ز غم  

                                 ببریدی ز همه خلق و به خلق یار شدی

نوشته : بسيجي    نظرات :
نیروهای آمریکایی طی عملیاتی تحت عنوان «عملیات گیوتین»‌ به تهران حمله می‌کنند و در نزدیکی برج میلاد دست به عملیات نظامی می‌زنند.
  شرکت الکترونیک آرتس (Electronic Arts) در جدیدترین شماره از سری بازی‌های «میدان نبرد» (Battlefield) کشور ایران و تهران را تبدیل به صحنه جنگ کرده است.

در این بازی نیروهای آمریکایی که همیشه نقش حامیان صلح و ثبات و حقوق بشر را در فیلم‌ها و بازی‌ها دارند، این بار به خود جرات داده و به جنگ با مردم ایران روی آورده‌اند. این بازی یک بازی تیراندازی اول شخص و دوازدهمین شماره از سری بازی‌های Battlefield است و داستان آن حول 2 شخصیت اصلی در سال 2014 می‌چرخد.

گروهبان هنری بلکبرن که همراه تیم خود برای یافتن گروه آمریکایی مفقودشده در مرز ایران و عراق فرستاده می‌شود، و دیگری جاناتان میلر که از اعضای ارشد نیروی تانک‌سوران ایالات متحده بوده و به نحوی وارد داستان بازی می‌شود. گروه مفقودشده در آخرین مأموریت خود وظیفه کسب اطلاعات مربوط به سلاح‌های شیمیایی را داشته است. همچنین بر اساس داستان بازی، تیم پنج نفره بلکبرن در اواسط مأموریت خود گرفتار زلزله‌ای می‌شوند که منشا آن در ایران است.

Battlefield 3 در وهله نخست برای رایانه‌های شخصی و در درجه بعد برای کنسول‌های PlayStation 3 و Xbox 360 طراحی و در نظر گرفته شده است. لذا، نسخه رایانه‌های شخصی آن دارای نقشه‌های بازی بیشتری نسبت به نسخه کنسولی آن می‌باشد. قرار است این بازی در 25 اکتبر (3 آبان) و برای مخاطبین 18 سال به بالا به بازار عرضه شود.

گفتنی است Battlefield 3 به دلیل استفاده از موتور بازی Frostbite 2.0 ساخت شرکت DICE از گرافیک بسیار بالایی برخوردار است. این موتور سبب می‌شود تا سازندگان آن بتوانند عملیات‌های تخریبی پیشرفته‌تر و نیز موسیقی و گرافیک بهتری را ارائه دهند. از این رو، این بازی در حال حاضر یکی از بهترین بازی‌ها در ژانر خود به حساب می‌آید، به نحوی که حتی شماره جدید بازی Call of Duty موسوم به Modern Warfare 3 را نیز تحت شعاع خود قرار داده است.

حوادث Battlefield 3 در خاورمیانه، اروپا و آمریکای شمالی اتفاق می‌افتد. شرکت سازنده قبلاً اعلام کرده بود که وقایع این بازی در شهرهایی چون تهران، پاریس، سلیمانیه (شهر مرزی بین ایران و عراق)، و نیویورک روی می‌دهد که در این مکان‌ها جنگ‌های خیابانی و نیز درگیری‌ در مناطق مرکزی شهر و فضاهای باز رخ می‌دهد.

بر اساس سایت رسمی این بازی، در یکی دیگر از پیش‌نمایش‌های آن، نیروهای زرهی آمریکا با استفاده از تانک‌های خود دست به عملیات گسترده نظامی در حومه تهران می‌زنند.


در پیش‌نمایش دیگر این بازی، رویدادهای آن در پایتخت ایران و در نزدیکی برج میلاد روی می‌دهد. نیروهای آمریکایی طی عملیاتی تحت عنوان «عملیات گیوتین»‌ به تهران حمله می‌کنند. هر چند این حملات در حال حاضر در دنیای مجازی و نه واقعی روی می‌دهد، اما شکی نیست که این نوع سناریوسازی و شبیه‌سازی دقیق شهرها در این دست از بازی‌ها چیزی جز آماده کردن و همراه‌سازی اذهان عمومی به ویژه جوانان برای انجام یک سری حملات در آینده نمی‌باشد.


البته یکی دیگر از دلایل ساخت این دسته بازی‌ها و یا فیلم‌ها، مرعوب ساختن حریف و دشمنان است تا بلکه حریفان با مشاهده ادوات جنگی پیشرفته در آنها، دچار هراس شده و در آینده مقاومت کمتری را از خود نشان دهند. اما اگر به واقع این نوع حملات مجازی و شبیه‌سازی‌ها نوعی آماده‌سازی و دست‌گرمی برای انجام حملات واقعی در آینده‌ای نزدیک و آن هم توسط نیروهای آمریکایی به خاک میهن‌مان باشد، آیا ما همانند نقشی که در این بازی ممکن است داشته باشیم ــ یعنی قرار گرفتن در جبهه دشمن و حمله به میهن خود ــ باز هم جانب نیروهای آمریکایی را گرفته و اجازه حمله به میهن‌مان، تصرف خاک آن، و کشتار هموطنان‌مان به دست آنها را می‌دهیم؟

از طرف دیگر و چنانچه در گزارشات قبلی نیز گفته شد، آیا لازم نیست مسئولانِ امر، بازی‌های رایانه‌ای را جدی‌تر دنبال کرده و برای آنها علاوه بر تمهیدات سلبی، تمهیدات ایجابی نیز بیندیشند؟

نوشته : بسيجي    نظرات :
 



همانطور که می دانید فیلم در مورد گنج نیکلای رومانوف است ، این گنج در اصل یک عقاب دو سر است که همه برای رسیدن به آن تلاش می کنند ، عقاب دو سر به عنوان نماد یک فراماسونر درجه ۳۳ می باشد ، فراماسون ها دارای دو گروه هستند ۱- فراماسون های TEMPLAR (معبدی) ۲- فراماسون های HOSPITALER (بیمارستانی) ، در این دو گروه نماد و نشان ماسون بزرگ که درجه ۳۳ می باشد ،نماد عقاب دو سر است اما کمی متفاوت است

بقیه رو در ادامه مطلب بخونید....



ادامه متن ...
نوشته : بسيجي    نظرات :
«عرفان کیهانی» که در ظاهر بر ماهیت عرفان اسلامی تأکید دارد، در محتوا هیچ یک از مؤلفه‌های عرفان اسلامی را دارا نبوده و‌ دارای تفکرات التقاطی و شیطانی است.
 
به گزارش فارس یکی از عرفان‌های کاذبی که جامعه امروزی ما را درگیر کرده «عرفان کیهانی» است که تعداد زیادی مرید را به دور خود جمع کرده است، این فرقه که با ادعای ان‍رژی درمانی و علاج بیماری‌ها در محافل آکادمیک طرفدار پیدا کرده بود، به طوری که پزشکان زیادی در کلاس درس وی حضور پیدا می‌کردند، هر چند که با گذشت زمان ماهیت اصلی ادعاهای وی آشکار شد، به منظور آشنایی بیشتر با فرقه «عرفان کیهانی» با «حسین بابا زاده مقدم»، فعال فرهنگی و کارشناس فرق انحرافی و عرفان‌های کاذب و مؤلف کتاب‌های «گنوسیزم»، «کابالا میستی سیزم عبرانی» و «با کاروان غالیان» انجام داده‌ایم که در پی می‌آید:
 
مؤسس «عرفان کیهانی»؛ از دادزنی در تئاتر لاله‌زار تا ادعای انژری درمانی
 
* مؤسس عرفان کیهانی چه کسی است؟
«محمد علی طاهری» متولد 1/1/1335 در کرمانشاه است، وی با نام «مهندس» در میان مریدانش مشهور است، نامبرده دارای سوابقی چون؛ هواداری و عضویت در فرقه دموکرات و گروهکهای مارکسیستی و تروریستی غرب کشور و زندگی پنهان و نامتعارف است، در گذشته به فرقه «ریکی» گرایش داشته است، مدتی در ترکیه اقامت داشته، فاقد تحصیلات آکادمیک است و با پرداخت پول دارای دکترا از مؤسسه نفت و محیط زیست است. قبلاً داد زن تئاتر لاله‌زار و سیم‌کش ساختمانی بوده و بعدها به نویسندگی، پزشکی و درمان غیرقانونی، مدیریت نشریه‌های فرادرمانی مشغول شده است، از سال 1383 فعالیت خود را آغاز کرده است.
 
«عرفان کیهانی» برای شیطان تقدس قائل است

* آیا تفکرات گنوسیزم در عرفان کیهانی بروز پیدا کرده است تا بتوان این فرقه را دنباله‌رو عرفان‌های کاذب معرفی کرد؟
شاخصه‌های تاثیر گذاری گنوسیزم بر عرفان کیهانی این‌هاست:
1- «رمز گرایی»، قطب فرقه مدعی است که از برخی امور رمزی در عالم هستی و کائنات مطلع است و توان تشخصی رمزها را دارد، این رویکرد نظیر آنچه در «میستی سیزم» یا «رازوارگی در گنوسیزم» جریان دارد، می‌باشد.
2- «کرامت‌گرایی»، اساس هویت و ظهور فرقه فرادرمانی بنابر ادعای قطب فرقه شفا بخشی به بیماران از منبعی نا‌معلوم و نامشخص است که در زمره کرامات فرقه‌ای وی قرار دارد، فرقه‌های باستانی گنوسی نیز مدعی انواع کرامت‌ها بودند و این سنت کرامت‌گرایی را دراویش در فرقه‌های مختلف «صوفیه» در طول تاریخ نمایندگی کرده‌اند.
3- «همگرایی با تصوف»، همگرایی با تصوف ویژگی عمده فرقه‌هایی است که از گنوسیزم منشعب شده‌اند و همه آنها و من جمله «تصوف» میراث‌دار گنوسیزم هستند و این روابط متقابل و در هم تنیده است، تاکید طاهری بر ماهیت وحدت وجودی عالم، ماهیت دوری بودن روابط خلقت، تناسخ، دسترسی به غیب و عوالم بالا از جمله ویژگی‌های مشترک «تصوف» و «عرفان کیهانی» است.
4- «لامذهبی باطنی»، اگر چه بسیاری از انشعابات گنوسیزم مدعی یک مذهب خصوصاً اسلام و مسیحیت هستند، اما در عین حال همگی بر عدم تقید و اختصاص فرقه و آموزه‌های آن به مذهبی خاص پایبند هستند و همانطور که می‌دانیم در اتصال به حلقه‌های کیهانی مورد ادعای فرادرمانی ایمان به چیزی مورد نیاز نیست.
5- «تقدس قائل بودن برای شیطان»، بستر شیطان‌پرستی در طول تاریخ مادر فرقه گنوسیزم بوده است و این افراد تصور می‌کردند که شیطان کانون قدرت و عامل توزیع قدرت، مجرای آن و مامور الهی است، درحال حاضر نیز همین ادبیات و رویکردها در سخنان و نوشتارهای طاهری کاملاً به چشم می‌خورد.
 
ادعای خدایی قطب «عرفان کیهانی»!
 
6- «بی توجهی به ظواهر مذهبی و باطن آن»، اغلب فرقه‌های منشعب از گنوسیزم به ظواهر و باطن مذاهب بی‌اعتنا بوده‌اند و در نفی آن تمام تلاش خود را به‌ کار بسته‌اند، تلاش پیروان و مروجین شعور کیهانی بر تقدس زدایی از اعمال مذهبی نظیر نماز از این جمله شباهت‌هاست.
7- «اعتقاد به موجودات عجیب»، در تاریخ‌نگاری از فرق به هم پیوسته گنوسی ذکر شده است که اغلب این فرقه‌ها به موجودات ماورایی عجیب و متعددی اعتقاد داشته‌اند، قطب فرقه شعور کیهانی نیز همین نگرش را درباره برخی از ملائکه الهی با ایراد تغییرات قرائتی از وجود و ماهیت و عملکرد آنان و ابراز نکاتی از موجوداتی ناشناخته جامه عمل پوشانده است.
8- «قائل بودن قدرت خدایی و ماورایی برای قطب»، قطب‌های فرق «گنوسی»، هر یک پس از مدتی به نوعی خود را خدا نامیده و مردم را وادار به اطاعت از خود کرده‌اند، اگر پیروان فرقه فرادرمانی نیز توجه کنند، متوجه می‌شوند که همین مسیر را طی کرده‌اند و تنها منبع قابل پرستش آنان قطب و آموزه‌های فرقه‌ای او است.
9- «بهره‌برداری فرقه‌ای از ادبیات»، رجوع بی‌مانند قطب فرقه فرادرمانی به ادبیات و باز آفرینی اشعار شاعرانی که بیش از مسلمانی به تصوف شهرت دارند، در این دسته قابل ذکر می‌باشد.
10- «ارتباط و استمداد کمک از موجودات متافیزیکی»، عمل جن‌گیری و حاضر کردن ارواح در تمامی فرقه‌های متصل به جریان اندیشه‌ای «گنوسیزم» کاملاً رایج و معمول بوده است، قطب فرقه در شعور کیهانی نیز عملاً در همین مسیر پا گذاشته و به پیش می‌رود.
 
عدم وجود اماکن معالجه بیماری از مهمترین علل گرایش به فرقه کیهانی است
 
* علت جذب افراد به عرفان کیهانی چیست؟
چند عامل نقش دارد که مهمترین آن‌ها عبارتند از:
1- «بیماری‌های گوناگون و عدم امکان معالجه»، عدم امکان تشخیص و بی‌دقتی برخی از مراکز پزشکی و ناامیدی برخی از بیماران از درمان امراض‌شان.
2- «درآمد زایی اعضای فرقه خصوصاً مسترها»، هزینه ثبت نام در 8 دوره مختلف از افراد دریافت می‌شود و درصدی از مبالغ دریافتی اختصاص به قطب فرقه و الباقی در اختیار مسترها قرار دارد.
3- «توانایی فردی قطب در اغوای گروندگان»، اعم از توانایی‌های فردی و کلامی و همچنین برخی از اعمال جالب توجه برای کسانی که کمترین اطلاع از امور فرامادی را دارند.
4- «بهره‌برداری از مشکلات خاص مراجعین»، نظیر افسردگی، ترس، استرس، کم خوابی و غیره 
5- «شکل هرمی گروه»، شکل هرمی گروه نیازمند فعالیت هرچه بیشتر مسترها برای کسب درآمد و افزودن نفرات جدید می‌باشد.
 
حلقه‌های فرقه باعث سرسپرده ماندن مریدان تا پایان عمرشان می‌شود
 
* در خصوص حلقه‌های عرفانی در «عرفان کیهانی» توضیحات بیشتری ارائه می‌دهید؟
یکی از موضوعات قابل توجه در نقد شبه عرفان موسوم به «شعور کیهانی» یا «فرادرمانی» موضوع حلقه‌هاست، حلقه‌های بی‌پایان که توسط مؤسس و قطب فرقه با انواع و اقسام گوناگون طراحی و حضور افراد در آنها اجرایی و عملیاتی می‌شود، این اصطلاح حلقه بازی‌ها عاملی است، برای سرسپرده ماندن مریدان تا پایان عمرشان در فرقه، حلقه‌هایی که هیچ‌گاه پایانی برای آنها متصور نیست و قطب هر روز می‌تواند با نامی جدید و مشغله سازی فکری جدیدی مریدان را همچنان گرد خود نگه دارد، توضیح «طاهری» درباره حلقه‌ها به این شرح است:
1- حلقه‌هایی که باید توسط فردی که متصل به حلقه است، برای افراد دیگر برقرار شود.
2- حلقه‌هایی که نیازی به وجود فرد متصل کننده نیست و با جاری و برقرار شدن آن، همه می‌توانند به طور مستقل آن را مورد استفاده و بهره‌برداری قرار دهند. 
الف) حلقه‌هایی که افراد بدون داشتن اطلاع از چگونگی آن در معرض قرار می‌گیرند. (حلقه‌های روح جمعی).
ب) حلقه‌هایی که افراد می‌توانند از برقراری و همچنین از کاربرد آن مطلع شده و در صورت تمایل، به آن حلقه متصل شده و ارتباط برقرار کنند و مطابق تعریف آن حلقه، بهره‌برداری لازم را داشته باشند، جالب‌تر اینکه خود این افراد تاکید کرده‌اند که نیازی به داشتن ایمان حتی به فرقه برای دریافت اثرات حلقه ها نیست، تنها شرط برقراری اتصال، شاهد شدن و بی‌طرف بودن نسبت به حلقه است و نیازی به داشتن ایمان و اعتقاد نسبت به حلقه ی مورد نظر نیست، هر شخصی در هر لحظه می‌تواند به طور مستقل وارد این حلقه شده و بر خلاف سایر حلقه‌های «عرفان کیهانی» نیازی به وجود فرد متصل کننده و همچنین دادن اسم نیست.
 
اسامی برخی از حلقه‌ها نیز به این شرح است:
1- حلقه «قونیه 1»
2- حلقه «قونیه 2»
این دو حلقه عملاً در راستای تاثیرپذیری از فرقه «مولویه» در مجموعه اتصال بی سروته فرقه‌ای به عالمی که احتمالاً شیطان و یا شیاطین فرمانروای آن هستند، در فرقه جاسازی شده است.
3- حلقه «رکوع»
4- حلقه «سجود»
5- حلقه «تشهد»
این سه حلقه نیز از جمله حلقه‌هایی هستند که افراد با اتصال به آنها از خواندن نماز طبیعتاً بدون اینکه کاری کنند، بی‌نیاز می‌شوند.
6- حلقه «اعوذ»
 
این حلقه با بار برائت‌جویی ظاهری از شیطان و فرار از بار مسئولیت پاسخ‌گویی به لایه‌های تقدیس ابلیس در فرقه طراحی شده است که به نوبه خود جالب توجه می‌باشد. 
 
تبلیغ پلورالیسم دینی در فرقه کیهانی موج می‌زند
 
* اندیشه و افکار آقای طاهری در فرقه «عرفان کیهانی» را توضیح دهید؟
 
«عرفان کیهانی» که فرقه بدیع در ایران اسلامی است که ماهیت عرفانی و اسلامی را ادعا دارد، در عین حالی که هیچ یک از آیتم‌های عرفان اسلامی را ندارد، مدعی چند بحث در روانشناسی، درمان بیماران و حلال مشکلات است،‌ به شکل بارزی شیطان‌پرستند، «طاهری» قطب شعور کیهانی با طرح مباحثی چون «مباحث شرک آمیز در رابطه با الوهیت»،  «ترویج تقدس شیطان»، «دامن زدن به آموزه‌های التقاطی خصوصاً مسیحیت‌‌گرایی منحرف»، «طرح مسائل خرافی، غیر علمی و متوهمانه»، «تبلیغ پلورالیسم دینی»، «خرافی پرورش دادن مریدان در فرقه»، «باپا پس زدن تناسخ و با دست پیش کشیدن آن»، «هم شان دانستن قطب فرقه با انبیا»، «بی اعتنا ساختن مریدان نسبت به واجبات خصوصاً نماز»، «تفسیر به رای آیات و روایات»، «ترویج بیاعتنایی به حجاب و اخلاق اسلامی» سعی در نفوذ تفکرات التقاطی خود در بین مریدانش دارد.
 
برخی از سخنان قابل تامل قطب فرقه «عرفان کیهانی» عبارتند از:
1- طرح مباحث شرک آمیز در رابطه با الوهیت؛
«... الان شما هم خدای مجسم هستی، من هم هستم، همه هستند، همه وجه او هستند ...»
«... مفهوم من پسر او هستم، الان همه پسرش هستیم، همه فرزندش هستیم ، به یک عبارت‌هایی چون حالا در اون ماجرای اون جا، مثلأ ما به خدا میگیم دوست، اون جا بحث پدر، پدر آسمانی، حالا اون شده پدر، ما شدیم فرزند، یک تشبیه عرفانی است ...» !!
 
آیا این اعتقادات انحرافی شرک نیست؟ آیا این عرفان شیطانی و انحرافی نیست؟
«خب آخه اینجا مسائلی هست، خدای زنده مرتبطه با بسم الله  و این صفات دیگه مربوط است به خدای زنده، خوب مربوط است به تجلیات، به خود او نمی‌توانیم بگیم زنده» !
« اگر در معرض شیطان قرار نمی‌گرفتیم که پخته نمی‌شدیم، جن آتش شامل شیطان و جن، جن از بیرون حمله می‌کند و شیطان از درون و این پختگی را برای جنس خاک فراهم می‌کند، اما سایر ملائک به تسخیر ما در می‌آید، این حلقه، حلقه شیطان است.»
 
2-ترویج تقدس شیطان؛
«به شیطان گفتند یه جا گفتن جز بر من بر کسی سجده نکن، شیطان تنها موحد بارگاه الهی است، یعنی تنها مخلوقی است که جز بر او بر هیچ چیزی دیگری سجده نکرده است، یعنی یک امتیاز یعنی یه رکورد بی نظیری برای خودش داره ...یعنی تنها مخلوقی است که جز بر خدا بر هیچ چیز دیگری سجده نکرده ...یعنی به سمت من دون الله نرفته، درست شد یا نه؟»
 
«بعد اونجا بهش گفتند، جز بر من بر کسی سجده نکنی، اونوقت اینجا گفتن .... «واذقلنا للملائکه اسجدو لادم فسجدوا» ...گفتن منو باید سجده بکنی، همه سجده کردند، این سجده نکرد بعد اینجا میگه منو اغوا کردی، قبلاً به من گفتی که جز بر من بر کسی سجده نکنی، منتها اینها در قالب مثال و داستان و این ماجراهاست، ولی میرسونه که اینها طرح و نقشه و برنامه‌ست و نقشه الهی دیمی نیست، بلکه بر اساس چیه بر اساس طرح و برنامه‌ست»
«خود شیطان مگر غیر از این که داره به کمال کمک می‌کند. داره به الله کمک می‌کند، داره به اون غایت کمال کمک می‌کند به عبارتی ولی هم می‌شود.»
«جن قبل از انسان، قبل از اینکه انسان خلق شود، جن خلق شد، یعنی اول زمینه آمدن ما فراهم شده، آْخر سرما را گذاشتن این وسط. تسخیر درون با ما متولد شود شیطان، تسخیر بیرون جن است، تسخیر بیرون مشروط تسخیر درون مشروط. با ما متولد شده جزوء ماست، جزو وجودی ماست، تسخیر از بیرون مشروط است مشروط از چیه؟ تخلف من، تخلف نکنم، اضافه نمیشود و تخلف بکنم اضافه میشود، اما شیطان درونی برای نبی هست، برای همه هست، قرار خود‌شناسی مهار و مدیریت من، اونیکه بیرون جن است که بیرون است، یکی از ترفندهای ترسانده ما میگه من شیطانم.»
 
3- دامن زدن به آموزه‌های التقاطی خصوصاً مسیحیت‌گرایی منحرف؛
«دوباره شروع می‌شه، این است که این خیلی معنی میده، حالا در مسیحیت اطلاقش می‌کنند به عیسی مسیح (ع) که او خدای مجسم است و نمرده در بین مردگان زنده شد، بعد از سه روز از بین مردگان زنده شد، حاضره و بین ما هست، می‌شه خدای زنده، مفهوم وجه الله را در مسیحیت اشتباه تلقی کردند، مفهوم من پسر او هستم، مفاهیم، الان همه پسرش هستیم، همه فرزندش هستیم، به یک عبارت‌هایی چون حالا در اون ماجرای اون جا، مثلأ ما به خدا می‌گیم دوست، اون جا بحث پدر، پدر آسمانی، حالا اون شده پدر، ما شدیم فرزند، یک تشبیه عرفانی است، یک تشبیه است، یک تشبیه در خور فهم ماست دیگه»!!
 
«خوب حالا این‌ها دیگه، گفتن پسر، منظور او را متوجه نشدند»!
«او درست گفته، خدای مجسم الان شما هم خدای مجسم هستی، من هم هستم، همه هستند، همه وجه او هستند، و نفهمیدند که موضوع چیه، یواش یواش زدند به یک جای دیگری»!!
 
4-طرح مسائل خرافی، غیر علمی و متوهمانه؛
«اصولاً کار ما مشاوره‌ای و ابزاری نیست و تمام کارها باید نرم افزاری انجام شود، ما حرف زدن و مشاوره نداریم، مکالمه نداریم، چون تفکرمان نرم افزاری است، اصولاً وقتی مساله‌ای پیش میآید که ما به شادی میرسیم یا افسرده میشویم، اتفاقاتی درونی میافتد که به عنوان ورودی است و در روش درمانی که اشاره شد، بدون دخالت خود فرد این اتفاقات و مشکلات شناسایی و برطرف میشود.»
 
5- تبلیغ پلورالیسم دینی؛
«آیا اعتقاد دارید، فرادرمانی همان روش حضرت مسیح (ع) است؟»
«اولاً با این که عامل فرادرمانی رحمت الهی است، نمی‌توانیم اظهار نظر دقیقی داشته باشیم و هرگز هم نگفته‌ایم که این شباهت به کدام درمان آسمانی دارد، شاید در طول تاریخ هزاران مورد درمان مشابه در تمام دنیا بوده است که قابل دسته‌‌بندی و تشخیص نیست، به هر حال، ما در فرادرمانی از فیض الهی بهره‌مند میشویم و این کار به طور قانونمند و با دخالت کارگزار او یعنی «هوشمندی الهی» انجام میشود؛ اما باعث نمیشود که ادعایی داشته باشیم.»
 
6- خرافی پرورش دادن مریدان در فرقه؛
«جن قبل از انسان، قبل از اینکه انسان خلق شود جن خلق شد، یعنی اول زمینه آمدن ما فراهم شده، آْخر سرما را گذاشتن این وسط. تسخیر درون با ما متولد شود شیطان، تسخیر بیرون جن است، تسخیر بیرون مشروط تسخیر درون مشروط، با ما متولد شده جزو ماست، جزو وجودی ماست، تسخیر از بیرون مشروط است، مشروط از چیه؟ تخلف من، تخلف نکنم، اضافه نمیشود و تخلف بکنم اضافه می‌شود.»
 
7- توهین عملی به مقام انبیا الهی؛
«اما شیطان درونی برای نبی هست، برای همه هست، قرار خودشناسی مهار و مدیریت من، اونی که بیرون جن است که بیرون است یکی از ترفندهای ترسانده ما میگه من شیطانم.»
 
8- با پا پس زدن تناسخ و با دست پیش کشیدن آن؛
«ما تناسخ را به طور علمی و تجربی رد می‌کنیم، اما اعتقاد به اصل بقا ماده و انرژی و جاودانگی و بقا حیات داریم و می‌گوییم که زندگی ادامه دارد و تعریفی از زندگی و بی پایان بودن آن داریم که همه آنها می‌تواند از افسردگی جلوگیری کند، یک افسردگی وجود دارد که بیشتر در کهنسالی است، انسان درک نمی‌کند که چرا در یک جا به دنیا آمده و حالا دارد به زندگی ادامه می‌دهد تا یک روزی از دنیا برود.»
 
9- ترویج بی‌اعتنایی به حجاب و اخلاق اسلامی؛
«حجاب برای خانم‌ها جنبه‌ای دارد و برای مردها هم جنبه‌ دیگری، یک مرد هم ممکن است، به طرز نامناسبی لباس بپوشد، زنجیری به گردن و گوشواره‌ای به گوش داشته باشد که شاید ظاهراً حرام هم نیست، اما چون برای خودنمایی است، او را از حجاب دور کرده، ما باید تعریف انسان شمولی از حجاب داشته باشیم، حجاب ناشی از بینیازی و غنای عرفانی است، یعنی کسی که به بلوغ عرفانی برسد، حجاب را رعایت می‌کند.»
 
10- بی اعتنا ساختن مریدان نسبت به واجبات خصوصاً نماز؛
«مرتبه ستاره یک مرتبه‌ای است و مرتبه گیاه یک مرتبه‌ای است و... در تفکر سنتی به دنبال این است،  همان گونه که ستاره سجده کرد، من هم سجده می‌کنم!! (استاد دولا و راست شدن مکانیکی را نشان داد)، ملائک گفتند ما که هستیم، این را می‌خواهی چکار کنی؟ پس چرا به دنبال ما آمدند؟ حتماً باید نحوه عبادت ما فرق بکند! پس آنجا  می‌خواسته بگوید، این موجود بالاتر از اینی است که شما انجام می‌دهید، پس بازتابی که از ما انتظار می‌رود، بیشتر است از بازتابی که از شجر و...دارد.»
 
11- طرح موضوعات متناقض، ضد و نقیض درباره اعتقادات؛
« وقتی دید لعن و نفرین باشد، تشعشع منفی است و افراد را درگیر می‌کند و بشریت را درگیر می‌کند و چون طلب مغفرت نکردیم، برای همه خودمان هم گرفتار شدیم.»
 
12- تفسیر به رای آیات و روایات؛
«درتفسیر آیه لاَ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلاَ نَوْمٌ؛ سن و سالی از خدا نگذشته است.»
«کشتی نوح از نظر علمی نمی‌تواند اتفاق افتاده باشد.» 
«نمی‌توان از نظر علمی همه انواع حیوانات را در یک کشتی جمع کرد.»
«الان داریم هی داد می‌زنیم که بابا! طوفان نوح دارد می‌آید.»
«توجه کنید،کشتی مفهوم معرفتی دارد! طوفان مفهوم معرفتی دارد!» 
«در هر عصری در اثر حرکت ما می‌شود، طوفانی بپا شود.»
«بحث طوفان نوح یک بحث علمی دارد، اگر در تنوع انواع برویم.»
«می‌بینیم، نمی‌شود، با چند جفت حیوان که بروند داخل کشتی» 
«کمک خواستن از مرده‌ها، برج و بارو و مصداق شرک است.» 
«پیامبر نمی‌دانسته که چی می‌نویسد!»
«شما می‌دانید که من هنوز یک دور قرآن را نخوانده‌ام»
«و ما از «اله بودن» به سمت «رب بودن» سوق پیدا می‌کنیم.» 
 
بالا بردن عقاید خرافی و جن‌گیری میان مریدان 
 
* آثار سوئی که «عرفان کیهانی» بر مریدان این فرقه بر جا گذاشته است، را تشریح بفرمائید؟
چند معضل گریبان‌گیر مریدان «فرقه کیهانی» شده است که عبارتند از:
1- برخی از بیماران روانی و روان تنی که توسط قطب فرقه وارد حلقه‌های عرفانی شده بودند، خودکشی کردند.
2- متلاشی شدن بنیان خانواده‌های آنان
3- مریدان را نسبت به اعمال، اخلاق، عقاید و باورهای مذهبی بی‌اعتنا می‌کند.
4- بالا بردن عقاید خرافه و جن‌گیری در میان مریدان
5- زمینه جذب به فرقه‌های دیگر نظیر «ریکی» و «یوگا» را فراهم میکند.
6- تحمیل عقاید خود به مریدان به نام اسلام
7- بی توجه کردن مردم به راه‌های عقلانی،‌ علمی و تجربی برای درمان
این گروه در محافل درویشی، ریکی، دانشگاهی، باشگاه‌های ورزشی، مراکز درمانی و اینترنت عمدتاً از میان بانوان به جذب افراد اقدام می‌کنند، شایان ذکر است که این فرقه در سطح مسئولین شناخته شده نیست و قوه قضاییه اقدامات جدی را در این زمینه انجام نمی‌دهد و تاکید دارد که آزادی بیان مقدم است، در حالی که حضور این فرقه‌ها و ترویج آنها در جامعه، سلامت و کیان خانواده را مورد آماج حمله قرار داده است.

نوشته : بسيجي    نظرات :
آیت‌الله مصباح یزدی:
رئیس مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی که یک ماه قبل به‌عنوان سخنران ویژه به همایش اعلام موجودیت جبهه پایداری آمد و موضوع چارچوب‌ها، سازوکار و هدف از وحدت را به‌طور مبسوط تبیین کرد، شب گذشته نیز این موضع را یادآوری و تأکید کرد که نباید با افرادی که به تلاش در جهت نگاه داشتن چند روز بیشتر میز ریاست خود، حاضر هستند خون شهدا را پایمال کنند، دم از وحدت و مسالمت زد.

 آیت‌الله مصباح یزدی که با موضوع "ایمان در کلام امیرمؤمنان(ع)" هر شب در دفتر مقام معظم رهبری در قم سخنرانی می‌کند، شب گذشته خاطرنشان کرد که از منظر امام علی(ع)، جهاد، چهار شاخصه دارد و امر به معروف، نهی از منکر، استقامت در میدان نبرد و دشمنی با فاسقین، از منظر امام علی(ع) جهاد محسوب می شود.

وی افزود: امام علی(ع) می فرمایند: "اگر امر به معروف در جامعه رایج شود، مؤمنان پشت گرمی پیدا می کنند"، یعنی مراحل تربیت روحی جامعه به خوبی طی می شود، ولی اگر در جامعه ای منکرات به راحتی انجام شود و عکس العملی در مقابل آنها نباشد، موجب می شود که مؤمنان در آن جامعه احساس غربت کنند.

بر اساس گزارش مرکز خبر حوزه، رییس موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) با بیان این که همیشه حتی در حکومت های اسلامی نیز افرادی بوده اند که اظهار بی دینی کنند، خاطرنشان کردند: اگر در جامعه ای امر به معروف و نهی از منکر نباشد، این گونه افراد خیال‌شان راحت می شود؛ این در حالی است که امیرمؤمنان علی(ع) می فرمایند "امر به معروف و نهی از منکر، بینی مفسدان را به خاک می مالد".

* مناسبات اسلام با مفسدان

عضو مجلس خبرگان رهبری، در تعریف رکن چهارم جهاد که همان برخورد سخت با مفسدان و فاسقان است، اظهارداشت: دین اسلام، دین رحمت است، در جایی که با مردم عادی سر و کار داریم، اما در مقابل مفسدان و متعرضان به دین و حدود الهی به مسلمان امر به غضب داده است؛ یعنی قرار نیست در مقابل همه رحمت داشته باشیم، بلکه باید در مقابل دشمنان خدا بایستیم و بر آنان غضب کنیم.

وی ادامه داد: رحمت اسلام شامل حال افرادی که فسق و فجور، پیشه آنها شده است، نمی شود؛ نباید با افرادی که به تلاش در جهت نگاه داشتن چند روز بیشتر میز ریاست خود، حاضر هستند خون شهدا را پایمال کنند، دم از وحدت و مسالمت زد، زیرا افرادی هستند که می گویند اسلام، دین رحمت است و باید با همه حتی افراد فاسد و فاسق هم مهربان بود!؛ در حالی که اسلام و قرآن چنین چیزی را مطرح نکرده اند.

این استاد حوزه علمیه قم افزود: وظایف اجتماعی از جمله وظایف مهمی است که مؤمنان بر عهده دارند و باید به آنها عمل کنند؛ این گونه نیست که اگر خودمان دین دار شدیم و عمل خودمان را ملاک قرار دادیم، احساس کنیم یک مؤمن واقعی هستیم؛ در حالی که باید نسبت به دیگران حساس باشیم و وظایف اجتماعی خود را نیز به خوبی انجام دهیم.

آیت الله مصباح یزدی در ادامه، کاهش حساسیت های اجتماعی مومنان را از آفت های جامعه اسلامی برشمرده و اظهارداشت: اگر تنها به فکر عمل به واجبات و مستحبات باشیم و از دیگران و جامعه و امر به معروف و نهی از منکر غافل باشیم، چگونه در قیامت می توانیم جواب امیرالمومنین(ع) و خداوند را بدهیم.

وی، عنصر بی تفاوتی نسبت به اجتماع را از آسیب های فرهنگ لیبرال و غربی و مغایر با اسلام خواند و گفت: در این فرهنگ که منطبق بر فردگرایی است، هر کس مسئول انجام وظایف خود است و کاری به دیگران ندارد و این مساله برای آنها یک ارزش محسوب می شود؛ البته در این جوامع هم مردم سالمی هستند که با تکیه بر سنت هایی که ریشه در مذهب دارد، از این نوع زندگی رضایت ندارد که البته بازهم تعداد این افراد با توجه به تغییر نسل ها و الگوگیری از فرهنگ لیبرالی روز به روز کمتر می شود.

رئیس مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی تصریح کرد: در اسلام، مسئولیت های اجتماعی، جزیی از ایمان افراد محسوب می شود و امر به معروف و نهی از منکر در کنار نماز از جمله مسئولیت های ایمانی ما محسوب می شود.

* لزوم سیاست گذاری در بحث امر به معروف

وی با بیان این که باید در کشور ما، سیاست گذاری مناسبی در بحث امر به معروف و نهی از منکر صورت بگیرد، اظهارداشت: اسلام به دنبال سعادت جوامع است و یک جامعه سالم، مطلوب اسلام است و برای نیل به سوی این جامعه باید از سوی مسئولان، نخبگان و دست اندرکاران کشور طراحی مناسبی در زمینه سیاست گذاری های امر به معروف صورت گیرد.

آیت الله مصباح خاطرنشان کرد: این سیاست گذاری ها باید بر مبنای امر به معروف صحیح با بیشترین تاثیرگذاری با توجه به شرایط جامعه باشد؛ زیرا جامعه اسلامی، جامعه ای است که در آن شعارها و احکام اسلامی، عزیز شمرده شوند و گناه‌کاران از این که جرم و فسادی مرتکب شده اند، از دیگران خجالت بکشند.

رییس موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) در ادامه، هدف قرآن از بیان قصه های متعدد را، عبرت آموزی به انسان ها، دانست و خاطرنشان کرد: هدف از قصه های قرآنی آن است که انسان ها با مطالعه آن‌ها نتیجه عملکرد قوم های پیشین را ببینند و در زندگی به کار ببندند و بر اساس فرمایش پیامبر اکرم(ص)، تاریخ بنی اسراییل برای همه مسلمانان نیز تکرار می شود؛ یعنی تاریخ دوباره تکرار می شود و امتحانات الهی برای مسلمانان نیز به وقوع می پیوندند؛ پس جوامع اسلامی باید با مطالعه دقیق کلام الهی از عملکرد گذشتگان در جهت بهترین تصمیم برای سعادت خود عبرت و درس بگیرند.

نوشته : بسيجي    نظرات :
صمیمیت و ارتباط با نامحرم ... صحبت بعضی ها که مع الاسف هم مذهبی هستند و توجیهاتی خنده آور برای ارتباطشان می آورند.... مغلطه : اگر روابط دختر و پسر صميمي باشد ديگر بحث شهوت در كار نيست و آنهايي كه اين روابط را منع مي كنند در واقع با اصل صميميت و تعهد مخالفت مي كنند و براي كار خود دليل معقول و شرعي ندارند.
پاسخ :

مقدمه:
تعاليم اسلامي براي آن است كه به انسان حيات و پويايي بخشد و به او روح و بينش و جنبش دهد[1] احكام اسلامي از تعادل و توازن خاصّي برخوردار بوده و مطابق با روحيّات و نيازمندي‎هاي واقعي او تنظيم شده است.
حرف زدن زن و مرد و برخورد آنان در زندگي روزمرّه بدون اشكال است مانند روابطي كه استاد و دانشجوي در راستاي كسب علوم دارند و يا كارمندان ادارات با يكديگر برخورد مي‎نمايد؛ اسلام مي‎گويد نه حبس و نه ركود و نه اختلاط و روابط آزاد، همواره در برخوردها بايد «اصل حريم»‌ را حفظ نمود كه اين نوع رعايت از سنّت جاري مسلمين در زمان رسول اكرم (ص)[2] بوده است.


اسلام مي‎خواهد جامعه عاري از هرگونه نگاه و رفتار هوس‎آلود و سرشار از كار و فعاليت و تحصيل و پيشرفت باشد و دختر و پسر فارغ از دغدغه‎هاي شهواني به كارهاي مورد نظر برسند با ذكر اين مقدمه به بررسي «توصيه صميمي شدن دختر و پسر» از منظر دين و اعتقادات مي‎پردازيم.



نيروي غريزه:
در آغاز بايد توجه داشت كه قدرت غرايز و كشش نيروهاي دروني انسان، يكسان و مساوي نيست انگيزه بعضي از تمايلات بسيار قوي و نيرومند است؛ در جواني غرايز جنسي و احساسات و شيفتگي به جذابيت‎هاي ظاهري، در حدّ زيادي خودنمايي كرده، حاكم بر دوستي‎ها و تصيم‎گيري‎هاي جوانان است. «موريس دبس» گويد:
«دير يا زود غريزه جنسي مخصوصاً‌ در نزد پسران تا سرحدّ وجدان نفود كرده و تحريكات شهواني همچون تصادم امواج به ساحل شروع به مبارزه مي‎نمايد، عمل اين غريزه آن قدر قوي است كه در واقع، مركز تحريكات مستقيم براي تمام آرزوهاي اعضاي مختلف بدن مي‎گردد... و در سن هفده - هجده سالگي مالك اصلي (حساسيت انسان) مي‎شود و آنگاه تمام نظاهرات محبت‎آميز انسان از غريزه جنسي سرچشمه مي‎گيرد.»[3]
بديهي است در ايام جواني، شوق جنسي و احساسات بر روان آدمي سايه انداخته، و ناخودآگاه به رفتار و كردار آنان رنگ و لعابي ديگر مي‎بخشد.
با توجه به نياز رواني دختر و پسر پس از بلوغ و شرايط ويژه غرايز جنسي و تحريك‎پذيري جوانان بايد اعتراف نمود كه گسترش و عادي‎سازي روابط بستري مناسب براي كشيده شدن جوانان به دامن پر جاذبه هواهاي نفساني و زمينه‎ساز روابط جنسي است.
محرك اصلي اين گونه روابط همان نياز طبيعي دختر و پسر به يكديگر مي‎باشد و از اينكه بستري مناسب چون ازدواج فراهم نيامده به بيراهه كشيده شده و در قالب كامجوئي‎هاي بُدلي خودنمايي مي‎كند.
در بسياري از برخوردها دختر و پسر هر چند به بهانه‎هاي گوناگون با هم آشنا مي‎شوند اما اندك اندك بر اساس تسلّط طبيعي غرايز، نگاه و سخن و رفتارشان رنگ و بويي ديگر گرفته، معناي خاصي پيدا مي‎كند چه بسا بعد از مدتي به يكباره متوجه مي‎شوند عواطف و احساسات آنان بازيچه هوس شده است.
قرآن و حديث چه مي گويند:
به راستي در اين گونه روابط رفتار «چشمها» چگونه است، مگر نه اين است كه نقش اول را در روابط چشم‎ها باز مي‎كنند، آيا اين نگاه‎هاي به نامحرم پاك و به دور از شهوت است؟!
خداوند در قرآن كريم مي‎فرمايد:
«به مؤمنان بگو چشم‎هاي خود را از نگاه به نامحرمان فرو گيرند و عفاف خود را حفظ كنند اين براي آنان پاكيزه‎تر است. خداوند از آن چه انجام مي‎دهند آگاه‎تر است. و به زنان با ايمان بگو: چشم‎هاي خود را (از نگاه هوس‎آلود) فرو گيرند و دامان خويشتن را حفظ كنند.»
«حرمت نگاه به نامحرم، به سبب تهييج و تحريك شهواني است كه در نگاه نهفته است اين تحريك سبب فساد و ورود در محرمات است.»
و در حديث ديگري از رسول اكرم (ص) آمده است: «هر كس چشم را از نگاه حرام و هوس‎آلود پر كند، خداوند در روز قيامت آن را از آتش پر مي‎نمايد؛ مگر توبه كند و از اين راه (نادرست) باز گردد.»
متأسفانه امروزه با كمرنگ شدن اعتقادات ديني و باور به معاد و حساب‎رسي در دادگاه عدل الهي، دنيا و دنيا طلبي پر رنگ‎تر از هميشه در زندگي انسان جلوه‎گري مي‎كند و همه مسائل با غفلت از جهان‎بيني توحيدي و تنها در سايه بهره‎وري بيشتر از لذت جسماني مطرح شده و با توجيهات مختلف به آن پرداخته مي‎شود كه اگر انسان اندكي اين زنگارها را كنار زده و با خود خلوت نمايد و به قضاوت نشيند. به راحتي انگيزه‎هاي مادي و حيواني را كشف كرده و تحليل مسائل برايش آسان مي‎شود.
عشق و رابطه بين دختر و پسر يك عشق حقيقي است و نبايد مانع اين روابط شد به همين خاطر گسسته شدن اين پيوندها با افسردگي، افت تحصيلي و ... همراه است.
پاسخ را در چند بخش ارائه مي كنيم:
1- روابط و آرامش رواني:
روابط مختلط سبب‌ آرامش رواني نگشته بلكه موجب افزايش اضطراب و التهابات روحي شده و همان طور كه خود شما اشاره نموديد عامل پيدايش افسردگي مي‎شود زيرا:
با توجه به قدرت و دامنه‎ي نفوذ عاطفي زن و مرد بر يكديگر و نقش حساس آن دو در تأمين نياز طبيعي و غريزي در مي‎يابيم كه تأثيرپذيري آن دو چنان شديد و وسيع است كه گاهي مجراي صحيح عقل و خرد را به انحراف مي‎كشاند؛ به ويژه زماني كه آتش هوس شعله‎ور گردد.
اين تأثير شگرف در زن، جلوه‎گري خاصي دارد و بر عواطف و احساس مرد بسيار نافذ است، تا بدان جا كه خواسته آنان را در جهت اميال عاطفه آميز و احساسي سوق مي‎دهد.
حال اگر اين نوع رابطه رواج يابد و پاي دوستي‎ها و دلدادگي‎ها به ميان آيد و بر سراسر رفتار و كردار و فكر و انديشه جوانان سايه انداخته و با به وجود آمدن فراز و نشيبي در اين دوستي‎هاي احساسي و سطحي، روند زندگي دچار اختلال مي‎شود و آشفتگي فكر و دل را به دنبال دارد. در اين بين رشد علمي و معنوي، خسارت زيانباري ديده و فردي كه بايد در نشاط و شور جواني براي فرداي خود و جامعه ذخيره علمي بيندوزد به ركود مبتلا مي‎شود و آينده علمي او به خطر مي‎افتد.
ضربه‎پذيري دختران در اين باره بيشتر از پسران است به قول نويسنده عرب خانم دكتر
«چه بسيار دختراني كه به سبب شوق و دست‎يابي به نشانه‎هاي مقبول زيبايي و زنانگي به اختلالات رواني دچار مي‎شوند، گمان و تصور چنين دختراني آن است كه زندگي و آينده‎ي آن‎ها به اندازه‎ي بيني و يا خميدگي مژه‎هاي آنان بستگي دارد، تا آن‎جا كه حتّي يك ميلي‎متر كوتاهي طول مژه نيز مي‎تواند به يك مسئله‌ جدي و بحراني در زندگي تبديل شود»[4]
با در نظر گرفتن اين حساسيت‎ها بهتر مي‎توان به ضربه‎هاي رواني ناشي از ناهنجاري‎ها در روابط پي برد. بدون ترديد كنترل روابط، اين التهاب‎ها را كاهش مي‎دهد و دختر و پسر با آرامش و اطمينان خاطر بيشتري به دنبال تحصيلات و اهداف بلند زندگي خويش گام برمي‎دارند.
با توجه به مطالب فوق بهتر مي‎توان به صحت و سقم اين نوع دلدادگي‎ها پي برد.
2- روابط دختر و پسر و عشق حقيقي:
عشق اصيل و حقيقي، والاترين تجربه‎اي است كه يك انسان مي‎تواند به آن برسد و تنها چنين عشقي است كه شكوفايي استعدادهاي جسمي و روحي و عاطفي زن و مرد را ممكن مي‎سازد، عشق لازمه استمرار زندگي و مايه‌ نشاط روحي و عميق‎ترين ارتباط قلبي و محكم‎ترين تعهد انساني است.
ميان عشق و هوس فرق بسيار است بنابراين به پاس احترام عشق و عاشقي و براي پاسداري از اين موهبت الهي ترويج روابط آزاد پسنديده نيست.
به اعتراف دانشمندان اروپايي، در جوامع آزاد كه جاذبه‎هاي ظاهري و شوق جنسي حاكم است، عشق اوّلين قرباني است[5] در اين صورت عشق‎هاي برخاسته از نهاد درون به افسانه تبديل شده، جز مدعيّان دروغين كسي يافت نمي‎شود؛ زيرا پسري كه هر روز با دختري مي‎گردد و هر دم كه نگاه مي‎كند، عده‎اي را در حال جلوه‎گري مي‎بيند، تنوع طلبي در او حاكم شده و عشق و انتظار در او به خاموشي مي‎گرايد.
عاشق كسي است كه در راه رضاي معشوق، از هر چه دارد بگذرد و چشم از همه، جز جمال محبوب ببندد عاشق نه تنها از خواب و خوراك، بلكه از غريزه‎ي جنسي و خواسته‎هاي قلبي خويش نيز غافل مي‎شود و جزء ياد معشوق به كسي نمي‎انديشد؛
«موريس مترلينگ» مي‎گويد: «عشق در تمامي موجودات وجود دارد، ولي درك آن تابع شرايطي است كه تا آن شرايط جور نشود امكان آن وجود ندارد... بعضي آن را منحرف مي‎كنند و ندانسته به صورت تمتع از لذّات» مصرف مي‎نمايند و هيچ از حقيقت آن برخوردار نمي‎شوند»[6]
«كارن هورناي» درباره رابطه ميان عشق و محبت و تمايلات جنسي مي‎گويد:
«ارتباط بين محبّت و تمايلات جنسي را ملاحظه مي‎كنيم؛ مثلاً بسياري از تمايلات و كشش‎هاي جنسي، اوّلش با مهرباني و دوستي صاف و ساده شروع مي‎شود؛ گاهي هم شخص ممكن است داراي تمايلات جنسي باشد، ولي خودش آن را با تمايل به مهروندي اشتباه كند. چنان كه كشش‎هاي جنسي هم ممكن است انگيزه‎ي احساسات محبت‎آميز باشد».[7]
كارن هورناي در بيان فرق ميان محبت واقعي و ابزار علاقه‎اي كه ناشي از احتياج به جلب محبّت و براي كمبودهاي روحي و نياز جسمي و جنسي است مي‎گويد:
«فرق بين عشق، و نياز به جلب محبّت، آن است كه در عشق، احساس دوستي و محبّت بر همه چيز مقدم است؛ در حالي كه در نياز عصبي به جلب محبّت، همواره نياز به رفع تشويش دروني مقدم است بسياري از اين نوع روابط بين انسان‎ها گرچه اساسش سود جويانه است، مع ذلك ماسك عشق و دلبستگي به چهره مي‎زنند... به همين جهت يكي از مشخصات عشق حقيقي، پايدار بودن احساس محبّت است».[8]
بنابراين عشق جنسي و هوس پرستي كه به قول «ويل دورانت»[9] آغاز آن با ترشّح غدد جنسي و پايان آن ارضاي شهوت زودگذر جسماني است، هرگز نمي‎تواند تعّهد آور بوده و مايه‎ي پايداري روابط انساني به ويژه زندگي زناشويي باشد.
دانشجوي گرامي، بديهي است شناخت عشق حقيقي براي آن است كه سنگ بناي زندگي شده تا بتوان به آن تداوم بخشيد، حال بسي روشن است كه دوستي‎هاي زمان جواني از آنجا كه در آن جذابيت‎هاي ظاهري نقش پر رنگي دارد و افراد در آن مقطع در هاله‎اي از احساسات و عواطف غوطه‎ورند و در پي فردي هستند كه با ساخته‎هاي ذهني‎شان مطابق باشد، در اركان شناخت ناتمام است و كوري حاصل از عشق و محبّت بر آن حكومت مي‎نمايد، و در مقابل، حالت‎هاي كام بخشانه بسيار قوي است.
لذا شناخت لازم را ايجاد نكرده و به آساني نمي‎توان بدان‎ها اعتماد نمود و آن را حقيقي پنداشت و آن را مبناي تفاهم و يكدلي انگاشت زيرا طرفين را از الزام‎هاي دروني نسبت به محبّت خانواده، فرزند، احساس مسئوليت و مقدار ظرفيت‎هاي رواني و عاطفي يكديگر با خبر نمي‎سازد چه بسيار عشق‎هاي به ظاهر سوزاني كه با اندك اختلاف به سردي مي‎گراييد و به نفرت تبديل مي‎شود و اين خود شاهدي بر سطحي و احساسي بودن اين نوع روابط است.
3- با عشق مجازي چه بايد كرد؟
«در پاسخ به پرسش قبلي بيان شد كه بيشتر عشق‎هاي خياباني از ماهيت حقيقي عشق و محبّت دور بوده و غرايز نقش اساسي را در آنها به عهده دارند در حالي كه در عشق حقيقي همساني ذاتي عاشق و معشوق در فكر و انديشه و سلايق وجود دارد و عاشق،‌ خواهان معشوق است اما نه به خاطر منافع خود...
متأسفانه امروزه به همه جاذبه‎هاي جنسي و كشش‎هاي غريزي نام عشق نهاده و اين واژه مقدس را به بازي گرفته‎اند، در بسياري از اين عشق‎ها (!) از تعهّد خبري نيست، و اين اظهار دوستي‎ها معمولاً در زمان بلوغ كه هنگام بيدار شدن جسم است، بيش‎تر اتفاق مي‎افتد، و در پسرها، اين سبك‎هاي شورانگيز و يا بازي گوشانه كه تعهد كمتري در آنها ديده مي‎شود، بيشتر است زيرا آنها بيش‎تر جذب جذابيت‎هاي ظاهري مي‎شوند و وقتي جذابيت‎ها كم رنگ‎تر شوند، با مشكل مواجه مي‎شوند.[10]
در نتيجه در مواجهه با عشق مجازي بايد با دقت تمام به آثار و نتايج آن انديشيد، و خوب آن را شناخت و به اين باور رسيد اين عشق‎هايي كه برپايه جذابيت‎هاي ظاهري و غريزه جنسي است نمي‎تواند سنگ بناي زندگي شود، و نمي‎توان به تداوم آن مطمئن بود، در اين ميان آنچه مهم و ضروري است، تبيين راه‎هاي شناخت صحيح از طرف مقابل براي رسيدن به تفاهم و همساني هر چه بيشتر و بررسي تعهّد و عوامل مؤثر در تداوم آن است.
بدون ترديد، آنچه بعد از همساني‎هاي لازم مي‎تواند در مقابل وسوسه‎هاي هوس انگيز، تعهّد عميق ايجاد كند، ايمان و صداقت و معنويات است كه در غالب اوقات مورد غفلت قرار مي‎گيرد.
دوام علاقه و دوستي ميان اشخاص، به معرفت و صداقت و دوري از منافع فردي و گذشت و رها نمودن كبر و غرور باز مي‎گردد؛ دختر و پسر بايد در روياروئي با هر احساس و علاقه‎اي و با غليان هر شور و وجدي، خود را نباخته و خويشتن‎داري پيشه سازند و با دقت و وسواس زيادي به بازشناسي اين به ظاهر «عشق» بپردازند و به علائم و نشانه‎هاي گفته شده و به عواملي كه موجب تداوم آن است خوب فكر كنند كه آيا در اين علاقه زمينه‎هاي تعهّد و تداوم آن وجود دارد يا خير؟
اگر جواني گرفتار عشق ظاهري شد بايد با صبر و متانت به عواقب آن انديشيده و به اين باور برسد كه از مسير خطا هر چه زودتر برگردد، بهتر از زمان ديگر است، در پايان لازم به ذكر است حتي در صورت تفاهم همه جانبه و وجود علاقه كه طرفين قصد ازدواج داشته باشند بايد ضوابط شرعي را پيموده و از دوستي‎هاي مداوم و نامه‎نگاري‎هاي احساسي پرهيز كنند و با هماهنگي با خانواده به اين دوستي رسميت بخشند و با انجام عقد شرعي به آن مشروعيت داده و در كمال صحت و سلامت فردي و اجتماعي از لذايذ زندگي بهره‎مند گردند.

[1] . مطهري، مرتضي، حق و باطل، چاپ چهارم، انتشارات صدرا، قم 1364 ص 135.
[2] . همو، مسئله‎ي حجاب، چاپ 42، انتشارات صدرا - قم 1374، ص 241.
[3] . موريس دبس، چه مي‎دانم، بلوغ ص46، ر به ك گفتار فلسفي، جوان (محمد تقي فلسفي، چاپ 5)، نشر معارف تهران 1344 ص307.
[4] . چهره عريان زن ص168، ر،ك (مقدمه‎اي بر روانشناسي زن) هاشمي ركاوندي، سيد مجتبي، چاپ اول نشر شفق قم 1370 ص110.
[5] . مطهري، مرتضي، مسئله‎ي حجاب، چاپ 42، نشر صدرا قم، 1374 ص73 و 74.
[6] . موريس مترلين، عقل و سرنوشت ج3 ترجمه موسي فرهنگ، چاپ سوم نشر فرخ تهراني بي‎تا ص146.
[7] . كارن هورناي، عصباني‎هاي عصر ما، ترجمه ابراهيم خواجه نوري، كتابفروشي اميد تبريز 1347، ص191.
[8] . همان ص138 و 139.
[9] . ويل دورانت، لذات فلسفه ترجمه عباس زرياب چاپ 8 نشر دانشجوئي تهران 1373، ص214.
[10] . مجله ايران جوان ص 135 ص22 در مصاحبه‎اي با دكتر روان‎شناس.

نوشته : بسيجي    نظرات :
پایان هنرپیشه ای به نام گلشیفته فراهانی + تصاویر
به گزارش 598 مشرق نوشت: فیلم جای اژدها (There be dragons) فیلمی به کارگردانی رولند جفی و بازیگری گلشیفته فراهانی در نقش لیلا محصول سال ۲۰۱۱ است.
فراهانی در پروژه تازه کارگردان رولند جافی که یک فیلم درام است،در نقش لیلا با او همکاری می‌‌کند.

فیلم There Be Dragons محصول سال 2011 میلادی– اسپانیا و در ژانر بیوگرافی، درام به مدت 122 دقیقه می باشد و دیدن این فیلم به افراد زیر 13 سال در خارج از ایران نیز به هیچ وجه توصیه نمی شود.
 

 
داستان فیلم در بحبوحه ی جنگ داخلی اسپانیا و در حالی که وحشت همه جا را فرا گرفته، او توسط یک روزنامه نگار به ارتباطات عمیق پدرش و نفوذ عمیق و تاریک او در زندگی است، پی می برد.
 

 
 
 
Charlie Cox, Wes Bentley and Dougray Scott
فيلم‌های ديگری كه گلشيفته در آن‌ها بازی می‌كند و قرار است در آينده اكران شوند فيلم فرانسوی به نام (Si tu meurs, je te tue) و در نقش یکم به كارگردانی (Hiner Saleem) و در فيلم (Chicken with Plums) به كارگردانی (Vincent Paronnaud) و (Marjane Satrapi) حضور داشته است.
فراهانی چندی پیش در اظهاراتی که همراه تصاویر وی در نشریه مد wox - که در نمایش عکس های عریان سابقه دارد- گفته بود که از حجاب متنفر است.
 

 
از دیگر سو گلشیفته فراهانی در فیلم "جای اژدها" براحتی دوگاری اسکات بازیگر مرد فیلم  را می بوسد و با لباس خواب در کنار وی در تختخواب هتل می خوابد و صحنه های نیمه برهنه وی با دوگاری اسکات که نقش دوست پسر وی را دارد، سکانس های دیگر فیلم را شکل داده اند. اینجاست معلوم می شود که چرا این هنرپیشه جوان پیش از این موفق، باید از حجاب متنفر باشد.
 

 
 
 

 
چندی پیش نیز جواد شمقدری معاون سینمایی وزیر ارشاد نیز  در پاسخ به سوالی درباره احتمال بازگشت گلشیفته فراهانی به ایران گفته بود:«من در دوره مسئوليتم يك بار درباره گلشيفته فراهاني گفته بودم كه مي‌تواند برگردد. در آن مقطع اين امكان وجود داشت. ولي بعدا اتفاق‌هاي ديگري افتاد. ممكن است من ۲۰ سال پيش به كسي رأي داده باشم كه الان قبولش نداشته باشم. در اين يك سال و نيم شرايط تغيير كرد و ديگر مشكل گلشيفته فراهاني در حوزه اختيارات ما نيست. اخيرا هم شنيده‌ايم اين بازيگر در فيلمي در كردستان بازي كرده كه صحنه‌هاي ناجوري دارد. که در این صورت بعید است خود جامعه بازیگری علاقه به حضور ایشان داشته باشد.»

 
 
اما این داستان روی دیگری هم دارد، پیش از این و درست در زمانی که گلشیفته فراهانی در فیلم "ریدلی اسکات" بازی کرد و پس از آن عکس های بی حجابش در رسانه ها و سایت های اینترنتی پخش شد؛ برخی از صاحب نظران حوزه فرهنگ و هنر که سابقه غرب را در چنین پروژه هایی دیده بودند زبان به هشدار گشودند؛ آنها نمونه های مختلفی چون گلشیفته فراهانی را دیده بودند، چه از نوع وطنی آن که در سال های پس از پیروزی انقلاب نمونه های متنوع داشت و چه از انواع دیگر غیر وطنی اش.
کم نبودند کسانی مانند فراهانی که امید هالییوودی شدن و تبدیل شدن به ستاره سینمای ینگه دنیا به سنت های وطنی اش پشت پا زدند و همه چیز را نادیده گرفتند.
 اما در نهایت وقتی استفاده تبلیغاتی این ستاره ها به پایان می رسد اندک اندک حتی نشریات مبتذل مد هم به سراغ آنها نخواهند رفت و تازه تلخی غربت و مزه گس آلت دست شدن حس می شود. احساس بدی آنقدر بد که تلخی آن را حتی می شود از یادداشت پدر گلشیفته یعنی بهزاد فراهانی حس کرد.
"این روزها بیش از هر چیز به یاد بچه هایی هستم که ایران نیستند و در خارج از کشور فعالیت می کنند، نقاشان، موسیقی دان ها، بازیگران، کارگردانان و... همه هنرمندانی که ایران را ترک کرده اند و دور از اینجا مشغول کارهای هنری شده اند، دلیل آنها برای ترک ایران هر چه باشد،ما باید به این فکر کنیم که چه راهی برای آنها وجود دارد. ما غربت را نمی شناسیم و وقتی از آن دور هستیم، درکی از آن نداریم، اما وقتی در آن قرار می گیریم، می فهمیم خیلی سخت تر از آن چیزی است که تصور می کرده ایم. من وقتی که در پاریس سکته کردم و چند روزی خوابیدم. ایرانی های مقیم آنها به دیدنم آمدند و بسیار به من لطف کردند. وقتی به این اتفاقها نگاه می کنم، می بینم جوانانی که ساکن خارج از ایران هستند،عاطفه شرقی شریف خود را دارند، اما غصه ناهنجارغربت هم در دلشان هست و آنها را رنج می دهد. وقتی از دور به آنها نگاه می کنیم، می بینیم دارند زندگی می کنند، کار می کنند و... اما غصه هایشان را نمی بینیم، چرا شرایط باید طوری باشد که هنرمندان اهل فکر ما ترجیح بدهند جای دیگری زندگی کنند؟ این موقعیت باید سامان داده شود. دولت باید با کسانی که از اینجا رفته اند، برخورد موجهی داشته باشد، چون هنرمندان ما، انسان های شریفی هستند. انسان هایی اهل فکر که به امور ناهنجار اشتغال دارند، بلکه اهل فکر و فرهنگ هستند. هم دولت و هم ما باید شرایطی را فراهم کنیم که هنرمندانمان برای بازگشت احساس امنیت کنند و به فکر برگشتن باشند. اما این اتفاق نمی افتد و این تلخ است... خیلی تلخ است."

اما چه باید کرد که الغریق یتشبث بکل حشیش- کسی که در حال غرق شدن است به هرچیزی چنگ می زند- و همین شد که هر روز گلشیفته بیش از دیروز پل های پشت سرش را خراب کرد و از آن سو هم نتوانست تا جای پای محکمی برای خودش دست و پا کند. حالا گلشیفته فراهانی در فیلم های دست چندم بازی می کند و با مجله های مد- و نه سینمایی- مصاحبه می کند و در این سو پدرش یادداشت های ملتمسانه می نویسد؛ اما خود کرده را تدبیر نیست!

نوشته : بسيجي    نظرات :

- نگذارید اختلاف و شکاف بوجود آید و آنچه را که دشمن در تبلیغات و خباثت‌های سیاسی خود می‌خواهد، روی دهد.

- تبلیغات رسانه‌ای بیگانه را در مورد این قضایا که آنچنان اهمیتی هم ندارد ببینید، که چه جنجالی به راه انداخته‌اند و در تحلیل‌های خود می گویند در جمهوری اسلامی ایران شکاف و حاکمیت دوگانه بوجود آمده و رئیس جمهور، حرف رهبری را گوش نکرده است

- حضرت آیت‌الله خامنه‌ای تأکید کردند: در قضیه اخیر هم که چندان مهم نیست، احساس شد از مصلحت بزرگی غفلت شده است.

- حضرت آیت‌الله خامنه‌ای افزودند: تا زمانیکه من زنده هستم و مسئولیت دارم، نخواهم گذاشت حرکت عظیم ملت ایران بسوی آرمانها، ذره‌ای منحرف شود.

- اگر مسئولان به سراغ مسائل شخصی بروند و اهداف را فراموش کنند، کمک الهی هم کم خواهد شد.

- ایشان با تأکید بر اینکه اعضای دولت و شخص رئیس جمهور حقاً و انصافاً مشغول خدمت در کشور هستند خاطرنشان کردند: ملت و رهبری همواره از خط کار و خدمت حمایت می‌کنند و ملاک هم اشخاص نیستند بلکه ملاک اصلی خط کار و خدمت است.

- ایشان با توصیه به عناصر داخلی و دلسوزان کشور برای پرهیز از بگومگوها و تحلیل‌های پوچ بر ضد یکدیگر و زمینه ایجاد نکردن برای فضای تبلیغاتی بیگانگان، خاطرنشان کردند: نظام جمهوری اسلامی، دستگاه مقتدری است و رهبری هم محکم در مواضع صحیح خود ایستاده است.

عنواین روزنامه ها در روز ۲/۴/ ۹۰    که امام خامنه ای در باره آن فرمودند: متأسفانه برخوردی که برخی روزنامه‌ها با این سخنان کردند، بجای القای آرامش در کشور، القای دوگانگی و دعوا را میکرد.

* حمایت
- توصیه‌های مهم رهبری به دلسوزان نظام، مقام معظم رهبری: نخواهم گذاشت حرکت ملت منحرف شود

* همشهری
- رهبر معظم انقلاب در دیدار پرشور هزار نفر از مردم شیراز: تا زنده‌ام نمی‌گذارم حرکت ملت منحرف شود

* جام جم
- رهبر معظم انقلاب: قوای سه‌گانه بویژه دولت انصافا در حال تلاشند

*ایران
- رهبر معظم انقلاب در دیدار پرشور مردم استان فارس: دولت و رئیس جمهور حقا و انصافا خدمت می‌کنند

* شرق
- مقام معظم رهبری: نخواهم گذاشت حرکت عظیم ملت به سوی آرمان‌ها ذره‌ای منحرف شود

* جوان
- رهبر معظم انقلاب در دیدار پرشور مردم استان فارس: تا زنده هستم نمی‌گذارم در حرکت ملت انحراف ایجاد شود

* مردم سالاری
- مقام معظم رهبری: رفتار حکومت بحرین در مواجهه با مردم اشتباه است

* تهران امروز
-مقام معظم رهبری: تا زنده هستم نخواهم گذاشت حرکت ملت منحرف شود

* وطن امروز
- رهبر انقلاب در دیدار پرشور مردم استان فارس: ملاک کار است نه اشخاص

* رسالت
- رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار مردم فارس: نخواهم گذاشت حرکت ملت منحرف شود

* جهان اقتصاد
- آیت الله العظمی خامنه‌ای: رهبری محکم در مواضع صحیح خود ایستاده است، تا من زنده‌ هستم نخواهم گذاشت حرکت ملت منحرف شود

* سیاست روز
- رهبر معظم انقلاب در دیدار مردم استان فارس: تا من زنده هستم نخواهیم گذاشت حرکت ملت منحرف شود

* دنیای اقتصاد
- رهبر معظم انقلاب اسلامی: ملت و رهبری همواره از خط کار و خدمت حمایت می‌کنند

* ملت ما
- مقام مظعم رهبری: ملاک اصلی خط کار و خدمت است

* جمهوری اسلامی
- رهبر معظم انقلاب اسلامی: هر جا که رهبری احساس کند از مصلحت بزرگی غفلت می‌شود وارد خواهد شد

* کیهان
- در دیدار پرشور مردم استان فارس، رهبر انقلاب: تا زنده هستم اجازه انحراف نمی‌دهم

* جهان صنعت
- رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به قضیه وزارت اطلاعات: احساس شد از مصلحت بزرگی غفلت شده است

* تفاهم
- مقام معظم رهبری در دیدار هزاران نفر از مردم فارس: تا من زنده هستم نخواهم گذاشت حرکت ملت منحرف شود

۴/۲/۱۳۹۰نسخه قابل چاپ

دیدار وزیر کشور و جمعی از فرماندهان نیروی انتظامی با رهبر انقلاب

مسؤولان، نخبگان سیاسی و فرهنگی و فعالان مطبوعات و رسانه‌های مجازی نباید بگونه‌ای سخن بگویند و یا مطلبی منتشر کنند که القای نبود آرامش و دو دستگی در کشور شود زیرا این موضوع، خلاف واقع است.
ایشان با اشاره به سخنان روز گذشته خود در خصوص برخی مسائل روز، افزودند: متأسفانه برخوردی که برخی روزنامه‌ها با این سخنان کردند، بجای القای آرامش در کشور، القای دوگانگی و دعوا را میکرد.
رهبر انقلاب اسلامی خطاب به صاحبان قلم و تریبون خاطرنشان کردند: نباید به گونه‌ای صحبت و یا مطلبی نوشته شود که القای تنش و درگیری در جامعه باشد زیرا این موضوع، خلاف شرایط کنونی کشور است.

 برداشت اشتباه اما به نفع کیهان تیتر یک

 

تذکر رهبر معظم انقلاب به روزنامه ها ولی به ضرر کیهان و در حاشیه تیتر۳

 

تحلیل کیهان پس از تذکر رهبر انقلاب به جراید و روزنامه های داخلی: عجب آدم های بدی هستند این رسانه های خارجی ها!!

حسین شریعتمداری در مقاله ی توهم قورباغه ها می نویسد:

در پی واگویه نکته دیگری است و آن، این که طی چند روز گذشته، دشمنان بیرونی!!!(انگار نه انگار باعث و بانیش  رسانه های داخلی بوده)، همه توان تبلیغاتی و رسانه ای خود را به کار گرفته اند تا از «کاه» ماجرای یاد شده، «کوه» بسازند! و رخدادی بسیار معمولی را «چالشی بزرگ»! در نظام جمهوری اسلامی ایران قلمداد کنند!

نوشته : بسيجي    نظرات :
به روایت لینک:
دانلود کلیپ سیاسی : [ بازدید ]
ادامه لینکها ...
*توجه : درج لینک های گوناگون به منزله تایید محتوای آنها نمی باشد!
تمامی حقوق مادی و معنوی این مجموعه برای صاحب اثر محفوظ می باشد!
کپی برداری از مطالب ، تنها با ذکر نام و لینک منبع مجاز می باشد.